رهگذر خیال
امروز
http://sayeh124.blogfa.com
اگه به موسیقی سنتی علاقه دارید این وبلاگو حتماً ببینید و می تونید اطلاعات زیادی از نویسنده وبلاگ بدست بیارید
کاش
خاطره
همه خاطره ها زود گذشت
تک تک ثانیه ها
مثل سواری
بر یک رخش سیاهی بنشستند و برفتند
یاد دیروز بخیر
یاد آن قاب شکسته سر دیوار دلم
که چه مغرور به آن می نگرم من امروز
شاید آن قاب هنوزم خالی است
یاد لبخند تو شاید در قاب
باز هم پوشالی است
من آن عقربه تیز رو چرخ زمان
و تو آن دفتر تنهای شبانگاهی من
من اگر تند روم سوی بلندای جهان
باز خرسندم از آن
که تو خوش می مانی
و تو خود می دانی
که زمان رفتنی است
و تو پا بر جایی
بدون شرح

تقدیم به سپیده آشنایم
در ظلمات شب قدم در راه بی بازگشت زندگی می گذارم به امید توانی بدون انتها
به اميد اينكه در انتهاي جاده كسي چون تو در انتظارم باشد
نگاههاي معني دارت را با كدام فرهنگ لغت ترجمه كنم اي محرم دستهاي كوچكم و اي تكيه گاه شانه هاي خسته ام
در ظلمات شب قدم در راه بي بازگشت زندگي مي گذارم به اميد تواني بدون انتها
و ميدانم كه در انتهاي جاده كسي در انتظارم است
آري صداي قدمهايت را مي شناسم


به یاد آنهایی که رفتند

شادي هاي شما همان غم هاي شماست که نقابش را برداشته است.
و جامي که خنده هايتان از ان مي جوشد همان است که از اشک هايتان پر شده بود.
هر چه غم عميق تر وجور شما را مي کاود گنجايشي فراختر براي شادي خواهيد داشت.
آيا آن عود که آهنگش دل شما را مي نوازد همان چوبي نيست که دلش را با تيغ تيز تهي کرده اند؟
وقتي شاد و خرم هستي به اعماق قلبت نگاه کن تا ببيني که اين قلب همان است که تو را غمگين کرده بود.
و هنگامي که غم بر تو چيره شود باز در قلبت نگاه کن تا براستي ببيني در فراق آنچه قلبت را از شادي پر کرده بود گريه مي کني.
و هنگامي که يکي از ان دو در کنارت نشسته است بياد ار که آن ديگري نيز در بستر تو به خواب رفته است.
جبران خليل جبران
|
شادي هاي شما همان غم هاي شماست که نقابش را برداشته است.
|
