|
تقدیم به تو که پشت حجاب بزرگترین گرفتاری هات هنوز در دسترس نمی باشی
چند تا غروب دیگه میای طلوع کنیم با همدیگه؟
یه فال حافظ بگیریم تا ببینم اون چی میگه؟
باید یه جوری خودمو واسه تو آماده کنم
میخوام برم دو بسته شمع نذر امامزاده کنم
ببین روزا و لحظه ها بدجوری اذیت می کنن
آدما درباره تو بدجوری صحبت میکنن
میگن که بعد این همه،عاقل شم ورهات کنم
میگن تو قلبمی ولی،باید یه جور جدات کنم
خب میدونی گوش نمیدم به پند وحرفای کسی
ولی تو چی باید تا کی به داد دردم نرسی؟
تحملم حدی داره،اونم دیگه تموم شده
عمرمو زندگیم چی حیف،چقدر برات حروم شده
دیشب نشستم تا سحر،دیدم اونا بد نمیگن
به جای صبر و طاقتم،چه کاری کردی واسه من؟
چقد بده اونکه اومد اول گل دادن من
میخواد با یه تبر بشه باعث افتادن من
درسته دنیا بی وفاس،اما بدون خدا داره
کلی مجازات واسۀ ،آدم بی وفا داره
شنیدن حرفا دیگه داره دیوونم میکنه
آدم آخه برای کی؟انقده دل بسوزونه؟
علتشو نفهمیدم می خواستی عاشقت بشم؟
بعدش که مطمئن شدی هرگز دیگه نیای پیشم؟
از همون اولم آره یه کم عجیب غریب بودی
تو ماجرای تلخ من یه وسوسه،یه سیب بودی
منِ دیوونه رو بگو،منتظر توأم هنوز
حقمه که بهم بگن بازم بشین بازم بسوز
من اینو اقرار میکنم تا خواستی آزارم دادی
اما اینو بهت میگم،از چشمای من افتادی
تو این دو سال یا بد بودی یا خشن و مریض بودی
تو اوج اذیتم ولی، بازم برام عزیز بودی
اما حالا تصمیممو گرفتم و،سخته برام
نوشتنش سخته،ولی دیگه شمارو نمی خوام
خدا کمک میکنه که یه جور فراموشت کنم
من قطره قطره آب میشم،تا تورو خاموشت کنم
خب دیگه حرفی ندارم هیچی به جز خدافظی
اونم بذار پای یه جور،رسم قدیم کاغذی
کسی که تا قیامتم هرگز نمی بخشه تورو
اِنقد نشستی تا خودش،آخر بهت بگه برو
بیستم مرداد،وسط تابستون یه سال گرم
هیچی تو قلبم نداری،حتی یه کم حیا و شرم
مریم حیدرزاده
یا تو،یا هیچکس |