تبليغاتX
رهگذر خیال - تا خدا راهی نیست
این وبلاگ حرفهای دلتنگیم نیست...حرفهای دلتنگیم هرگز بر زبان جاری نمیشود
آسمان دلم امشب ابری است

و کویر کف دستم هوس نم نم باران دعا را دارد

حلقه ی بغض همانند طناب سر دار

هر دم افزون ز دم پیش گلوگاه مرا می فشرد

به خدا می نگرم

از یکی عالم شرم

از لب تشنه ی خاک

تا سر چشمه ی افلاک پلی می سازم

من در این سو و خدا سوی دگر

روی در روی منو خیره به او می نگرم

و در این حلقه ی نور احدی جز منو او حاظر نیست

و دو دستم ظرفی است که پر از بخشش اوست

و روان من از آن می نوشد

شعله ی آتش سوزان عطش می خوابد

عطش دوری از او

و دوباره همه چیز مثل باران پاک است

گونه ام نمناک است

و هوا بوی خدا را دارد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 18:10  توسط علیا  |