+
نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 19:12  توسط علیا
|
کوچ من نزدیک است. دخترت این را گفت میروم کوه به کوه میروم دشت به دشت و تو می اندیشی که چرا دخترک تنهایت لحظه ی آخر رفتن شعری از غم نسرود دخترت تنها بود دخترت تنها رفت دخترت خسته شد از بس که ز غمهایش گفت او ز غمهایش گفت و تو خوش خندیدی و فراموش نمودی رفتنش نزدیک است دستت در دست کیست؟ دخترت خوشحال است دیگر آن پنج انگشت مثل او تنها نیست کوچ من نزدیک است میروم باور کن